رامین جوادی

طراح وب

بلاگر

فریلنسر

عکاس

رامین جوادی

طراح وب

بلاگر

فریلنسر

عکاس

نوشته های بلاگ

خبر بد سال 99

امروز خانه که رسیدم مامان نبود، یکم استراحت کردم اما خبری نشد، زنگ زدم و پیامک فرستادم جواب نداد، تا اینکه صدای زنگ در شنیده شد، مامان بود گریان و غمگین.
گفت یک جفت دمپایی بگذار ، گذاشتم پوشید و یک راست رفت حمام، لباس خواست دادم و وقتی دیدم بازم گریه می کند، گفتم چی شده؟ گفت عباس دایی ات فوت کرده
مامان شام که نخورد و همش غصه و گریه تا جایی که حالش بد شد و دائم بالا می آورد و حالت تهوع داشت. هر کار می شد کردیم تا با نسخه های خانگی استفراغش بند بیاید و کمی بهتر شود و بتواند بخوابد. البته بیشتر امید در تقلا بود و کمک کرد که واقعا دستش درد نکند.
روز ۱۳ آبان را که هم عید بود و تعطیل رسمی، به مناسبت فوت دایی سر کار نرفتم و خانه ماندم، ناهار پختم، ظرف شستم، تمرین محتوا نویسی را انجام دادم و خوابیدم. اما در کل روز کسل کننده و بی حالی بود.

یک دیدگاه بنویسید