رامین جوادی

طراح وب

بلاگر

فریلنسر

عکاس

رامین جوادی

طراح وب

بلاگر

فریلنسر

عکاس

نوشته های بلاگ

جمله های نا تمام

تمرين شماره هفتم: جمله های نا تمام

#تمرين: […]
———————

ترسناک ترین چیز دنیا …

اینکه کسی دوستم نداشته باشد و توجه و علاقه ای بهم نداشته باشد.
اینکه نتوانم گلیم خودم را از آب بکشم بیرون و برای همیشه به دیگران وابستگی داشته باشم، اینکه نتوانم برای خودم کاری انجام دهم و محتاج کمک اطرافیان باشم.

به عنوان یک آدم زنده به خصوص یک دختر ترجیح می دهم تا با هنر و استعداد خودم شروع به کار کنم و به رشد و با رشد و پیشرفت به مهارت و تخصص برسم. ترجیح می دهم شروع کنم چیزهایی را که دوست دارم و لازم می دانم که باید بلد باشم یاد بگیرم و زندگی خودم را از یکنواختی و سکون در آورم و پیشرفت کنم.

دوست دارم به خودشناسی و خودآگاهی و خودباوری کامل برسم و با عزت نفس و اعتماد به نفس کار و زندگی کنم. می خواهم حرفی برای گفتن داشته باشم و مفید واقع شوم.

دوست دارم با چیزهایی که یاد گرفتم و تجاربی که دارم بتوانم زندگی خودم را پیش ببرم و به اهداف و خواسته هایی که دارم دست پیدا کنم. دوست دارم لذت شاد زیستن و موفقیت را به خودم و دیگران بچشانم و از زندگی و زنده بودن نا امید و افسرده نشوم.

می ترسم که از دست خودم و دیگران نا امید شوم و به تنهایی و بن بست بخورم. دنیا برایم تیره و تار شود و محتاج و درمانده شوم. ندانم که چه می خواهم و چه باید بکنم. مجبور باشم کارهایی را بکنم که نه در علاقه و توان من است و نه در شان و منزلتم، کوچک و حقیر بمانم و دایم حسرت و اندوه بخورم.

ترسناک ترین چیز دنیا این است که از دامن لطف و مهر ایزدی دور بمانم و چرخ گردون با من سر سازگاری نداشته باشد، از رحمت الهی گریزان و نا امید باشم، با وجود الهی و فطرت پاک و مقدس درونم نتوانم ارتباط برقرار کنم و غریبه باشم، نتوانم به تعادل روحی و یکپارچگی کامل برسم و از خودم و رسالتم خبری پیدا کنم.

و در نهایت اینکه از قفله عمر و گذار زندگی عقب بمانم، ندانم که هستم و چه هستم؟ نتوانم از مواهب الهی، امکانات و وجود خودم بهره ببرم و در رنج و ماتم و ناتوانی به سر ببرم. می دانم اگر به باور و آگاهی خداوند از خودم ایمان نداشته باشم به مشکل می خورم و شاید این ترس دایم همراه من باشد، پس به خدا توکل می کنم و ازش می خواهم که دستم را بگیرد و همیشه هوای مرا داشته باشد و حواسش بهم باشد.

امیدوارم تا وجود الهی درونم و مهر خداوندی بر جهالت و نادانی خودم فائق بیایم و روزنه های نور و امید زندگی ام را در بر بگیرد و مرا سوی سرزمین شادی و شادکامی ببرد.

———————

کودکی من پر از …

بچگی و بی خیالی بود، دوست نداشتم به دورانی برسم که مدام دغدغه مند و نگران و ناراحت این باشم که چه شده یا چه پیش می آید. دوست نداشتم به جایی برسم که از گذران عمرم حسرت بخورم و همیشه مثل بزرگترها فکر و زندگی کنم.

آن وقت ها لاغر و کم اشتها بودم و همیشه توی خوردن بهترین خوراکی ها برادر یا پدرم را سهیم می کردم مثل موقع خوردن موز، بستنی، ژله خامه ای، نوشابه، ساندویچ، گوشت و …. البته از این بابت برادرم خیلی خوشحال می شد چون سهم بیشتری بهش می رسید و کلی لذت می برد.

دوران خردسالی و قبل دبستان با شیطنت و شور و نشاط کودکی همراه بود، با خنده های از ته دل و خوشحالی فراوان با عشق به اینکه هستم و دوستم دارند و جمع خانوادگی محبوب و مقبولی دارم. هر وقت مهمان داشتیم یا مهمانی می رفتیم کلی ذوق می کردم.

یادم می آید که به مادرم خیلی وابسته بودم، همیشه و همه جا با هم می رفتیم و من از نزدیکش دور نمی شدم. از وقتی یادم هست مادرم همیشه با سلیقه و هنرمند بوده است، برای همین تو انتخاب لباس و …. ازش نظر می خواستم تا بهترین انتخاب را داشته باشم.

برای رفتن به مهمانی و عروسی برایم لباس می دوخت و موهایم را مرتب می کرد. گاهی اوقات هم برای اهل فامیل و یا دوستان آرایشگری و خیاطی انجام می داد، با سخاوت و قناعت و دست و دل بازی. همیشه به خاطر اینکه مادر خوب و هنرمندی دارم خوشحال بودم. من هنوز هم به وجود داشتن چنین مادری افتخار می کنم و ازش سپاسگزارم.

———————
بعضی آدم ها فقط …

یکی هستند و همتا ندارند، انگار مثل آنها دیگر توی کل زندگیمان پیدا نخواهد شد. این آدمها خیلی با بقیه آدمها تفاوت دارند، چون معمولی نیستند کارهای خاصی انجام می دهند و خودشان هم توی همان کار خاص و متفاوت هستند. توانایی و استعدادی خاص و فوق العاده دارند که آدم را به شگفت می آورند و با آثاری که می آفرینند برای همیشه در ذهنها و قلبها باقی خواهند ماند.

بعضی آدمها فقط و فقط برای فخر و مباهات جوامع بشری آفریده شدند، عزیز و دردانه اند و گوهر وجودشان تابان و درخشان است تا الگو و راهنمای دیگران باشند. آنها به راز هستی و رسالت زندگانی انسانها آشنایی دارند، خود ساخته و فرهیخته اند و آن را باور دارند.

صدا، تصویر، قلم و فرهنگ و اندیشه آنها تاثیر گذار است، زندگیشان یگانه و منحصر به فرد است و قابل تکرار نیست. قدر این آدمها را باید دانست و از وجود نیکشان بهره برد.

مثل ادبا و شعرا، هنرمندان، علما و مشاهیر بزرگ تاریخ و …

فراموش نمی کنم که این آدمها باعث دلخوشی و انگیزه و امید من برای زندگی هستند.
یاد و خاطرشان عزیز و گرامی باد.

یک دیدگاه بنویسید