رامین جوادی

طراح وب

بلاگر

فریلنسر

عکاس

رامین جوادی

طراح وب

بلاگر

فریلنسر

عکاس

نوشته های بلاگ

تکالیف روز یازدهم و دوازدهم

تکالیف روز یازدهم و دوازدهم دوره پرکاری و پولسازی در خانه

سه شنبه ۹۹/۱/۱۲
نامه به پول
نوشتن و ارسال تکالیف درس ۱۰ ۲ تا پومودورو
کامنت نویسی ۲ تا پومودورو
تماس با پایگاه قدرت ۱۰ دقیقه
خانه داری ۵ تا پومودورو
تولید و انتشار محتوا ۳ تا پومودورو
پیاده روی، تمرین صدا ۳۰ دقیقه
نقاشی دیدن تلویزیون ۴ تا پومودورو

سلام به پول نارفیق بی وفا نامهربان
صدای من را می شنوی آهای پول من اینجا هستم، منتظرم بیایی و با من باشی تا برویم به آرزوهایم رنگ تحقق و واقعیت ببخشیم. لطفا دعوت مرا بپذیر و با آمدنت خوشحالم کن.
پول عزیز تو را می خواهم تا بتوانم خانه آرزوهایم را همانطوری که دوستش دارم بسازم.
این خانه خانه ی خیالی نیست، خانه ای است که بر طبق روحیات و علایق من بنا شده و با سلیقه و میل من چیده شده است، اصلا خانه ای برای خود من و زندگی من است.
یک جمله ای داریم که می گه: خانه آرزوهایت را بساز، این همان خانه آرزوهای من است که با وجود مقداری پول می تواند وجود خارجی داشته باشد.
اما از آنجایی که عاشق هنر و طبیعت و سرسبزی هستم، به نظرم می آید که یک ماشین مسافرتی هم می تواند خواسته و آرزوی من را برآورده کند. چون هم می شود باهاش مسافرت کرد و هم از فضایی که دارد به عنوان خانه و استراحتگاه استفاده کرد.
با ماشین مسافرتی می شود به هر جایی که علاقه داری سفر کنی و از زندگی لذت ببری.
اگر پول زیادی داشتم حتما یک ماشین مسافرتی می خریدم و با همراهی دوستی صمیمی راهی سفرهای شگفت انگیز و دوست داشتنی می شدیم تا برای تحقق اهداف و آرزوهایمان زندگی تازه ای را شروع کنیم.
خلاصه اینکه اگر پول باشد از همین حالا همانطوری که ایده آل و دلخواه من است زندگی می کنم و می کوشم تا آرزوهایم را زندگی کنم و بیشتر تلاش کنم تا به تک تک آرزوهایم برسم. خدا یا از تو می خواهم تا پول و دوستی صمیمی و همراه برایم بفرستی، آمین.

چهارشنبه ۹۹/۱/۱۲
نامه به پول 10 دقیقه
نوشتن و ارسال تکالیف درس ۱۱
تولید و انتشار محتوا ۲تا پومودورو
پیاده روی ۳۰ دقیقه
خانه داری ۵ تا پومودورو
تماس با پایگاه قدرت
نقاشی ۴ تا پومودورو
دیدن تلویزیون ۴ تا پومودورو
گوش دادن درس ۱۲
کلاس پرسش و پاسخ

سلام به پول
پول عزیز درباره تو چی بنویسم که تکراری نباشد؟ چه بگویم که از تو و درباره تو باشد؟
راستش امروز هر چی فکر می کنم، برای نوشتن چیزی به ذهنم نمی رسد.انگار که فعلا هیچ حرفی برای گفتن ندارم و بس. می دانی گاهی همین طور می شود و آدم دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارد. سکوت و خلوت همه جا را فرا می گیرد و ذهن خالی از هر گونه فکر و ایده و تراوشات جدید است. خوب پس سرت را درد نیاورم، به نظرم بهتر است امروز را که روز سیزده فروردین است بروی و استراحت کنی، امیدوارم حسابی بهت خوش بگذرد سیزده به در خوی داشته باشی. مواظب خودت باش، به امید دیدار.

یک دیدگاه بنویسید